من و عمو خسرو باهم متولد شدیم !

 من و عمو خسرو یجورایی باهم متولد شدیم… عمو خسرو با مرگش دوباره متولد شد وجاودانه شد ، منم با تولدم پا گذاشتم تو این دنیا.

نمیدونم امروز باید تبریک گفت یا ناراحت بود نمیدونم از تولدم خوشحال باشم یا از نبودن عمو خسرو ، ولی فکر کنم اونم شادی رو دوست داشت. واسه همینم تبریک میگم، جاودانگی مردی رو که ثابت کرد تنها صدا نیست که می ماند.

او نیازی به نوشتن من نداشت و ندارد. آقای شكیبایی جابه‌جایی صورت حیات شما را بهانه می‌كنم و برای خودم می‌نویسم. خودم و دوستان دیگر كه هنوز به جابه‌جایی و رفتن باور نداریم. مثل همیشه یكی از ما می‌رود و هزاران پیغام، هزاران یادداشت، هزاران آه و هزاران حسرت… نه من یكی دیگر فرصت غم خوردن ندارم. زندگی جایی برای غصه و غم ندارد. زندگی به شكفتن، عشق ورزیدن، كار، حركت و ساختن نیاز دارد به خصوص در حیات كنونی ما زندگی بارها به ما پیشنهاد كرده به جای غم و غصه، عمیق فكر كنیم. عمیق بیندیشیم، تدبیر داشته باشیم كه چگونه چرخ‌های این چرخ نیلوفری را زیباتر به حركت درآوریم.
خسرو شكیبایی زیبا زندگی كرد، زیبا كار كرد و زیبا از میان ما رفت. اگر حسرتی وجود دارد برای كسانی وجود دارد، برای كسانی است كه زیبا زندگی نكردند، زیبا زندگی نمی‌كنند و زیبا زندگی نخواهند كرد.
خوب گیرم كه خسرو بازیگر، هنرمند بزرگی هم هست. بازیگری ماندنی و جاودانه هم هست، خوب كه چی؟ این همه، این بزرگی، این هنر هم در حیات زیبای خسرو تبلور یافت. چه بسیار خسروانی كه امروز در میان ما هستند، بی هنر بازیگری، بی هنر سینما و تئاتر و اگر خسرو شكیبایی بود با همان نگاه مهربان دوستشان داشت و به آنها عشق می‌ورزید، چرا كه خسرو می‌دانست زندگی یعنی عشق ورزیدن حتی بدون بهانه، حتی بدون آن كه كسی را بشناسیم یا بدانیم یا بفهمیم. والاترین هنر هنرمندان بزرگ بی‌بهانه عشق ورزیدن به انسانیت انسان است، به صلح و مهرورزی.
آنها می‌دانند چگونه جاودانه شوند. آنها آموخته‌اند كه رمز جاودانگی و باقی ماندن چیست. با شیطنت تمام نبض زندگی را گرفته‌اند. یك بار دیگر به چشمان خسرو شكیبایی نگاه كنید، نمی‌شود باور كرد خسرو زندگی را نفهمیده است.

خسرو در روزی جاودانه شد که روز فرشته زمین است، زمیاد روز از تیرماه ماه چهارم سال.

خسرو جاودانه شد چون زندگی را فهمید به همین راحتی!
وای اگر عشق بمیرد همه عالم مرده
شاه بیت غزل نغز اهورا مرده

نوشتن نظر