دکتر میرجلالالدین کزازی:
با هیچ منطق زبانشناختی، نمیتوان پذیرفت که اسکندر از الکساندر برآمده باشد.
انگارهای دیگر درباره اسکندر که پایه و برهان زبانشناختی نیز میتواند داشت، آن است که اسکندر از اشکنتار برآمده است که دانشور نامدار و باریک بین ایرانی بوریحان بیرونی از او در تبارنامه اشکانیان یادآورده است، در کتاب ارزشمندش: «آثار الباقیه عنالقرون الخالیه».
این اسکندر، بر پایه انگاره پارهای از پژوهندگان، سالاری مهرپرست بوده است که با هخامنشیان مزداپرست به ستیز و رویارویی برمیخیزد و پس از نبردهایی دراز و دیریاز که به راستی نبردهایی بوده است خانگی و در میانه دو تیره از ایرانیان، آنان را برمیاندازد.
به هر روی، با مرد یونانی، در زمینههایی از این گونه دیری سخن رفت. او سرانجام پذیرفت و همداستان شد که میباید اسکندر را از نو شناخت و کوشید که گرد ستبر و انبوه فسانه و فسون از چهره او زدوده آید. اندکی پس از آن نیز، باری دیگر سخن از اسکندر در میان آمد، آن هنگام که بانویی ایرانی، زنی شاد و شنگ و شوخ که از آمریکا آمده بود، سخن از گلهایی گفت که اسکندر از یونان به ایران آورده بوده است.
————-
لازم به ذکر است که مطالب کاملتری در مورد اشکنتار و افسانه اسکندر مقدونی با همکاری پروفسور فاروق صفی زاد در حال تهیه است که به زودی از طریق همین وبلاگ در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.
amanj
/ ۲۴ دی ۱۳۸۵salam
fek mikonam matlabe jalebibod ama chon ghalate emlaii ziadidasht reghbat nakardam ta akhar bekhonam
sai konid roye negareshe mataleb bishtar deghat konid
batashakor
tarafdare site haye irani
moafagh bashid
__SevdaBoy__
/ ۰۷ بهمن ۱۳۸۵سلام , مطالبتون عالی هست به من هم یه سری بزنید ممنون میشم
احسان هستم ...
/ ۱۳ بهمن ۱۳۸۵سلام داش مهدی … فعلا اومدم نظر بدم !
بعدا مطلبت رو میخونم .. الان نمیتونم تمرکز کنم