شهرداری تبریزطی اعلامیه ای ازتمام مردم آن شهروروستاهای اطراف خواسته بود هرحرفی به خدادارند طی نامه ای بنویسند وبه شهرداری بفرستند تاتمام آنها با سفینه ای به آسمان فرستاده شود.درزیر قسمتهایی ازاین پیامهای کوتاه رامیخوانید: -خدایا خواهشا زودتر ظهورکن ومارااز دست این کل ممد نجات بده.بسکه هرشب خروپف میکند تا۱۰ تا خانه آنطرفتر نمیتوانیم بخوابیم.
-شهرداری منطقه۹ به تعهدات خودش عمل نمیکند.چاله های کوچه خیابان روز به روز بیشتر میشود.ازخدا تقاضای رسیدگی داریم.
-تازگیها روی دماغم دمل چرکی در آمده است.به دکترمراجعه کردم واومرا شخصاتنقیه کرد متاسفانه خوب نشدم.چکارکنم؟
-میرآب ده بالا ازبعضیها پول میگیرد وآب بیشتری به زمینشان میدهد.شکایت کردیم جواب نداد.به کجا مراجعه کنیم؟
-خدایا کاری بکن گاوم دوقلو بزاد.اگراینکاررابکنی قول میدهم تازایید هردو را همانجا سرببرم وبه همه ده غذا بدهم.
-خدالعنت کند یزید راکه شماراکشت.من نمیدانستم.وقتی فهمیدم خیلی گریه کردم.
-مرگ بر آمریکا.مرگ بر اسراییل.وای اگر خدا حکم جهادم دهد.ارتش دنیا نتواندکه جوابم دهد.(ازطرف بسیجیان مسجد ترکهای مقیم تبریز)
با تشکر از سرخ و سفید
ehsan
/ ۱۵ آبان ۱۳۸۵وبلاگت عالیه… با اینکه عین قبل نیست اما بازم میخونم… امیدوارم هروز بهتر بنویسی… اما حالا که تصمیم گرفتی که شرو ور دیگه ننویسی… سعی کن در زمینه رمان های کوتاه کار کنی…
موفق باشی
EHSAN Hastam ...
/ ۱۵ آبان ۱۳۸۵بابا تناظ !
بد نبود ولی خیلی هم خوب نبود :ی
البته باز هم از من بهتری .
معین
/ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۹به اون آقای که گفت وبلاگ. این وبلاگ نیست یک وب سایت شخصی